امروز نم نم بارون می باره صبح رفتم کوه پیمایی جات خالی بود. نمیدونم چرا یهو تنهام گذاشتی. نه وقتی بودی نزدیک شدی، نه وقتی رفتی دور شدی، تو همیشه به من نزدیکتری و در وجودم ریشه دوانده ای. وقتی نیستی حالم خوب نیست امروز رفتم تو طبیعت که حالم بهتر بشه ولی به قول سعدی؛
گهی بر درد بی درمان بگریم، گهی بر حال بی سامان بخندم.
برچسب:
نویسنده: بردیا فدایی
سلام صبحت به شادی اشتیاق چشم هایت در این آغاز صبح در دلم بارید. دیگر باران نمی بارد. و من پر از شوق آغوشت هستم.
برچسب:
نویسنده: بردیا فدایی